پرده پرده آنقدر از هم دریدم #خویش را

تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را

خویشِ خویشِ من هم‌اینک از در صلح آمده‌ست

بس‌که گوش از خلق بستم تا شنیدم خویش را

برده‌دارانِ زمان‌ها چوب حرّاجم زدند

دست اول تا برآمد، خود خریدم خویش را

بزم‌سازانِ جهان مِی از سَبوی پُر خورَند

من تهی پیمانه بودم، سرکشیدم خویش را

 شمعم و با سوختن تا آخرین دَم زنده‌ام

قطره قطره سوختم تا آفریدم #خویش را

 

#معینی_کرمانشاهی

❤اندر احوالاتِ من❤